سرمایهء محبَت...

گفت:فقیرم.

گفتند:نیستی.

گفت:فقیرم!باور کنید.

گفتند:نه!نیستی.

گفت:شما از حال و روز من خبر ندارید.و حال و روزش را تعریف کرد.گفت که چقدر دستهایش خالی است و چه سختی هایی شب و روز می کشد.ولی امام هنوز فقط نگاهش می کردند.

گفتند:صد دینار اگر به تو بدهم حاضری بروی و همه جا بگویی که از ما متنفری؟!از ما فرزندان محمد(صلی الله علیه و آله).

گفت:نه!به خدا قسم نه.

-"هزار دینار؟"

-نه!به خدا قسم نه.

-دهها هزار؟

-نه!باز دوستتان خواهم داشت.

-فرمودند:چطور می گویی فقیری،وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف هم نمی فروشی؟

"چطور می گویی فقیری وقتی کالای عشق به ما در دارایی تو هست؟"

/ 2 نظر / 18 بازدید
نفیس ماندگار

سلام شما به جز قرآن های معمولی(معمولی از بابت جلد و صفحات،نه از بابت متن قرآن)قرآن دیگه ای دیدید؟ مثلا قرآن های قدیمی یا قرآنی که خطش ایرانی باشه ،نه عربی اونم مال حدود 300 سال پیش یا قرآنی که آقای خامنه ای تعریفش رو میکنه رو میشناسید؟ یا میدونید یه قرآنی هست که حتی استاد فرشچیان هم ازش تعریف کرده؟ اگه دوست داشتید بیاید تا آشنا بشید با یه قرآن خاص که هر کسی آرزوشه که داشته باشدش

سهیل

روی ترکیب بندی رنگ هات دقت بیشتری کن[قهقهه][قهقهه]