و او با جمعی از شهدا خواهد آمد...

 

 

مادر گفت: نرو، بمان! دلم میخواهد پسرم عصای دستم باشد.

گفت: هرچه تو بگویی. فقط یک سؤال؛ میخواهی پسرت، عصای این دنیایت باشد یا آن دنیا.

مادر چیزی نگفت و با اشک بدرقه اش کرد....

رفت و شهید شد.

 

/ 8 نظر / 22 بازدید
سارینا

اسمش را میگذاریم؛دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته . . خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذاردبرایم، وقت میگذارم برایش . . نگرانش میشوم دلتنگش میشوم . . وقتی درصحبت هایم،به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست . . هرچند کنارهم نباشیم هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد --- پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم ... عزیزم میشه سایتم رو لینک کنی[بغل][ماچ] www.talarank.com سایت افزایش بازدید ثبت نام کن سایت ما رو لینک کن 500 تا بازدید رایگان جایزه بگیر+ vpn رایگان!!!

کله پوک اعظم

سلام رفیق دلمون براتون تنگ شده؟ احوالات ذهنی چطوره؟ آرومی؟ الا بذکر الله تطمئن القلوب دعاتون میکنیم دعامون کنید.[گل]

عاشق کوهستان

سلام عزیز[گل] آمین بر دعای شما ای ماه بتاب شب رسیده جانم به خدا به لب رسیده کی از سر لطف خواهی آمد ؟ احوال جهان به تب رسیده ...............

چپ دست

سلام دکی جونم/ مطلب فوق العاده ای بود دوست دارم خیلی التماس دعا

کله پوک اعظم

سلام تقلب شده یا من گیجم؟ این مطلب را قبلا نخونده بودم ولی نظرم اینجاست!!!! تکراری بود رفیق[خنده]

آبجی جیگرررررررررر

سلام اینجا چه آشنا! همین الان اینجا نبودم![پلک] چرا بابا درست اومدم, آره خود خودشی[نیشخند] چ این مطلبه باحاله[چشمک] اینجا چرا همچینه!انگار داره دور سرم میچرخه! آهان نه ببخشید من دور اجیم میچرخم[ماچ] [گل]

آبجی جیگرررررررر;)

و اما تو! اسمت اینه دیگه چکارش میشه کرد!!! آخه مطلب قشنگ چ اشکالی داره تکراری باشه!!